.

مسأله حقانيت دين اسلام در ارتباط با ساير اديان را همراه با آيه هاي قرآن

با سلام وعرض ادب خدمت دوستان خوبم.

در جواب های خوب وکامل دوستان مسأله حقانيت دين اسلام در ارتباط با ساير اديان را همراه با آيه هاي قرآن خدمت شما توضیح می دهم:

براي بحث فوق از دو راه كلي 1. عقل 2. آيات قرآن كريم، مسأله حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان و مكاتب را پي مي‏گيريم.
الف - راه عقل
1. براي داوري در مورد حقانيت يك دين و عدم حقانيت اديان ديگر، بايد ابتدا با اصول عقايد و آموزه‏هاي اديان آشنا شد و آنگاه آن را به وسيله عقل كه حجت دروني انسان است، محك زد. ما در چنين مراجعه‏اي، اصول عقايد و معارف دين اسلام را مبتني بر ادله و براهين متقن و يقيني عقلي مي‏يابيم يعني يكايك اين اصول به وسيله براهين متعدد يقيني اثبات مي‏گردد. با وجود براهيني كه درباره‏ي اصل توحيد اقامه مي‏شود، اديان و مكاتب غيرتوحيدي كه اعتقاد به ثنويت (دوخدايي)، تثليث (سه خدائي) يا چند
خدايي از اركان اعتقادي آنها محسوب مي‏شود، ابطال مي‏گردد. در همين زمينه، آنچه كه از ادله يقيني عقلي بر نفي جسميت يا رؤيت خداوند اقامه مي‏شود مكاتب و مذاهبي را كه مبتني بر چنين عقايدي هستند، رد مي‏كند. در خصوص دو دين بزرگ يهوديت و مسيحيت، نيز با همين حجت دروني يعني احكام و براهين يقيني عقل اگر به بررسي آموزه‏هاي اين دو دين بنشينيم به نتيجه‏ي مشابه ساير مكاتب خواهيم رسيد.
2. در خصوص اديان الهي و آسماني بايد گفت كه حقيقت و گوهر همه آنان، دعوت به انقياد و تسليم در برابر خداوند متعال است لكن دستور العمل‏هاي مربوط به چگونگي تأمين سعادت دنيوي و اخروي انسان، كه در اصطلاح از آن به «شريعت» ياد مي‏شود، متفاوت است. يعني با توجه به اختلاف زمان و مكان و مخاطب اين دستورالعمل‏ها مراحل مختلفي را گذرانده و متناسب با آن رو به تكامل بوده است. علاوه بر اين، اصول عقايد و گوهر اديان نيز در مقام بيان و تبيين از عمق و تفصيل بيشتري برخوردار گرديده است.
در حقيقت، دين توحيدي واحد است و شرايع متعدد است «انّ الدين عند الله الاسلام؛ به درستي كه دين در نزد خدا اسلام (تسليم در برابر حق) است»، (آل عمران (3)، آيه 19).
با ظهور هر پيامبري شريعت قبلي پالايش يافته و در شكل كامل‏تري عرضه شده است. از اين رو پيامبران همه مبلغ دين واحد بودند، و به همين جهت، يكي پس از ديگري مژده آمدن پيامبر جديد را مي‏دادند و به اين مطلب در كتاب مقدس يهوديت و مسيحيت تصريح شده است، (تورات، كتاب هوشيع نبي 9:5ـ10).
بنابراين پيروي صحيح از آئين يهود، با آمدن حضرت عيسي، در تبعيت از ايشان خواهد بود و پيروي صحيح از آئين مسيح با ظهور پيامبر اسلام، در تبعيت از حضرت نبي اكرم خواهد بود. در نتيجه، تفاوت شرايع آسماني به معناي درجات متكامل از يك راه و يك حقيقت است. با توجه به بيان فوق:
الف) عقل، با قطع نظر از مسأله تحريف در شرايع گذشته، حكم به لزوم پيروي از جامع‏ترين و كاملترين پيام و دستورالعمل الهي كه در آخرين شريعت يعني اسلام متجلي شده است مي‏نمايد.
ب) همچنين عقل، در بررسي آموزه‏هايي كه توسط يهوديت و مسيحيت امروزي تبيين مي‏شود، آنها را مخالف با براهين يقيني خود مي‏يابد.
اعتقاد به تثليث، (رساله اول به قرنتيان 8:6 و انجيل يوحنا: 5/20)، تجسم و رؤيت، (همان و سفر پيدايش، 32:24 ـ 30)... اموري است كه براهين عقلي آن را از هيچ مكتب و مذهبي نمي‏پذيرد بلكه آن را نشانه‏ي عدم حقانيت و در واقع تحريف آنها مي‏داند. به پاره‏اي ديگر از تحريفات صورت گرفته در اين دو دين بزرگ اشاره‏اي گذرا مي‏كنيم تا بر اساس حكم عقل، خود داوري كنيد:
الف) اتهامات ناروا به پيامبران: علاوه بر رسوخ تحريفات بنيادي و اعتقادي در كتاب مقدس، پاره‏اي اتهامات ناروا و غيراخلاقي به بعضي از پيامبران نسبت داده شده است كه قلم از بيان آن شرم دارد، (ر.ك: انجيل يوحنا، 2:1ـ11، سفر تكوين، 19:30 ـ 38 و براي آشنايي بيشتر ر.ك: انيس الاعلام، ج 3 و بشارات عهدين، محمد صادقي، ص 73 و 177) در حالي كه براهين عقلي لزوم عصمت پيامبران را اثبات مي‏كند.
ب) وجود افسانه‏ها وجود افسانه‏هاي بي‏پايه در كتاب مقدس، يكي ديگر از جنبه‏هاي تحريف آن است. از جمله مي‏توان به كشتي گرفتن حضرت يعقوب با خدا و غلبه‏اي او بر خدا، اشاره كرد، (سفر پيدايش، 32:34ـ30).
ج) گناه فطري مسيحيان معتقدند، آدم در بهشت به گناه آلوده شد و اين گناه به همه فرزندان او نيز منتقل مي‏شود؛ يعني انسان بالفطره گناهكار است و هرگونه تلاش و عمل انسان در رهايي از اين خطا سودي نخواهد بخشيد و تصليب و به دار كشيده شدن حضرت عيسي، كفاره‏ي گناه فطري انسان است.
د) تقويت ظلم: يكي ديگر از آموزه‏هاي نامعقول كتاب مقدس، توجيه ظلم و ستم و دعوت به سكوت در برابر حاكمان ظالم، به بهانه‏ي اينكه آنان حاكم و سايه‏ي خدا در زمين‏اند، مي‏باشد، (انجيل متي، 5:38 و اكثر نامه‏هاي پولس به روميان).
وجود اين گونه آموزه‏هاي غيرعقلاني در كنار طرح مسأله تثليث و تجسيم و وجود تناقضات متعدد در متن كتاب مقدس، (در كتاب «انيس الاعلام»، ج 2، 125 مورد تناقض موجود در كتاب مقدس مورد بررسي قرار گرفته است) دليل بر عدم حقانيت مسيحيت و يهوديت امروزي است. خلاصه‏ي سخن اينكه راه شناخت حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان و شرايع، مراجعه به آموزه‏هاي آنها و داوري است اگر كسي مراجعه كند، خواهد يافت كه اسلام در سه وادي 1ـ عقايد 2ـ اخلاق و فضائل 3ـ احكام فردي و اجتماعي، نه تنها كامل‏تر از ساير اديان بلكه قابل مقايسه و طرف نسبت با آنها نيست و در تمام دوره زندگي بشر، عقايد و شريعتي به اين جامعيت و عمق و اتقان و استواري بر بنيان عقل، وجود ندارد.
امام خميني(ره) در اين زمينه، در كتاب چهل حديث مي‏نويسد: «اثبات حقانيت دين اسلام، احتياج به هيچ مقدمه ندارد جز نظر كردن به خود آن و مقايسه‏ي بين آن و ساير اديان و شرايع»، (چهل حديث، امام خميني، شرح حديث دوازدهم، ص 201).
در پايان اين بخش، به اين نكته اشاره مي‏كنيم كه داوري عقل و سنجش و حكم عقل به حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان، خود دليلي بر نفي پلوراليزم است.
ب - راه آيات:
با توجه به خواسته‏ي جنابعالي مبني بر استفاده آيات قرآن كريم در زمينه حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان، دومين راه و روش را بر مبناي استفاده از آيات قرآن كريم قرار داديم. آيات قرآني كه بيان خواهيم كرد، علاوه بر دلالت بر انحصار دين حق در اسلام و در نتيجه نفي پلوراليزم و تكثرگرايي ديني، به صراحت با برخي از اصول و مباني پلوراليزم مخالف است و آن را ابطال مي‏كند. مجموع آيات در اين زمينه را در سه بخش قرار مي‏دهيم:
1. آياتي كه بر صراحت، تنها اسلام را دين حق و صراط مستقيم معرفي مي‏كند و عقايد پيروان ساير اديان را باطل معرفي كرده و آنان را به پيروي از اسلام دعوت مي‏كند.
ـ «و من يبتغ غيرالاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الاخرة من الخسرين»، (آل‏عمران (3) / 85).
ـ «و لن ترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتّبع ملّتهم، قل انّ هدي الله هو الهدي و لئن اتّبعت اهوائهم بعد الذي جاءك من العلم مالك من الله من ولي و لا نصير»، (بقره (2) / 120).
ـ «و قالت اليهود عُزير ابن الله و قالت النصاري المسيح ابن الله ذلك قولهم بافواههم يضاهئون قول الّذين كفروا من قبل قاتلهم الله اني يؤفكون»، (توبه (9) / 30).
و آيات فراوان ديگر كه شما را به قرآن كريم ارجاع مي‏دهيم: سوره آل‏عمران(3) / 61 (مباهله با مسيحيان)؛ سوره توبه / 32ـ31؛ سوره نساء / 157؛ سوره‏ي نساء / 171؛ سوره مائده / 51؛ سوره مائده / 73؛ سوره فتح / آيه 28؛ سوره صف / 9؛ سوره مريم / 91 ـ 88؛ سوره بقره / 79).
2. آياتي كه با مبناي شكاكيت و نسبيّت گرايي و عدم امكان دستيابي به حقيقت، كه از مباني و پيش‏فرضهاي پلوراليزم ديني است، در تضاد و تقابل است و نشان مي‏دهد كه از ديدگاه قرآن، به هيچ وجه شكاكيت و نسبيّت مورد پذيرش نيست و رسيدن به حقيقت امكان‏پذير است. اين آيات عبارتند از:
الف. آياتي كه شكاكان را مورد سرزنش قرار مي‏دهد. (نحل / 66 - جاثيه / 32).
ب. آياتي كه ادله انبيا را روشن و آشكار، و شكّ شكاكان را بي‏وجه معرفي مي‏كند، ( ابراهيم / 10 ـ 9).
ج. آياتي كه امر به تبعيت از علم و يقين و اجتناب از پيروي از ظن و گمان و شك دارد. ( اسراء / 36 - يونس / 36 - نجم / 28).
3. پلوراليزم ديني، بر اساس برخي از مباني جديد هرمنوتيك استوار است كه مي‏پندارد عبارات و متون ديني صامت يعني خالي از معاني‏اند و قهرا هر نوع شناختي از دين، كاملاً شخصي مي‏باشد. آيات و روايات بسياري با اين مبنا به صراحت مخالفت دارند:
ـ «و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط؛ كتاب و ميزان را نازل كرديم تا مردم به قسط و عدل قيام كنند»، (حديد / 25).
اگر هر كسي بر اساس صامت بودن قرآن، برداشتي از آن داشته باشد، معيار تمييز بين عدالت و ظلم در قرآن وجود نخواهد داشت و به تبع اقامه‏ي عدل بر اساس آن معيار واحد در جامعه، ممكن نخواهد شد.
ـ «و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شي‏ء؛ اين كتاب (قرآن) را بر تو فرستاديم تا حقيقت هر چيز را بيان كند»، (سوره نحل / 89).
ـ «و تلك حدود الله يبيّنها لقوم يعلمون؛ اين است احكام خدا، بيان مي‏كند آن را براي قومي كه دانا هستند»، (سوره بقره / 230).
ـ «لا اكراه في الدين قد تبيّن الرشد من الغيّ؛ هيچ اكراهي در دين نيست به درستي كه راه هدايت از گمراهي، روشن گرديد»، (سوره بقره / 256).
آيات فوق، قرآن كريم را بيان كننده‏ي راه راست از گمراهي و بيان‏كننده‏ي حدود الهي و بيانگر هر چيز، معرفي مي‏كند و اين با مبناي هرمنوتيك جديد يعني خالي بودن عبارات و متون از بار معنايي و تأثيرپذيري از دانشهاي بشري و در نتيجه شخصي بودن برداشتها از عبارت (و نه معرفتي بودن اين برداشتها) ناسازگار و درست در نقطه مقابل است.
حاصل سخن
با مراجعه به حكم عقل و آيات قرآن كريم، به هيچ وجه پلوراليسم و كثرت‏گرايي ديني به معناي حقانيت همه‏ي اديان، قابل پذيرش نيست. لكن توجه به يك نكته ضروري است:
نكته:
دين حق و صراط مستقيم واحد است ولي معذّر و حجت متعدد است. بايد مسأله حقانيت را از معذّريت و حجّت جدا كرد. پيروان ساير اديان، خارج از شريعت حق و مطلوب الهي هستند اما در صورت وجود دو شرط: 1ـ جهل به اسلام 2ـ پاي‏بندي به آئين خود، داراي حجت و مستمسك خواهند بود و راهشان هر چند «صراط مستقيم» و دين حق نيست اما قابل اعتذار است و در روز قيامت نزد خداوند معذورند. قرآن از اين گروه به «مستضعف» ياد كرده است. اين گروه ضمن معذور بودن، در صورت تحقق آن روشها، بهره‏اي از سعادت خواهند برد و به درجه‏اي از سعادت نائل خواهند شد.
نكته دوم: حقيقت دين يك چيز بيش نيست ولي وحدت آن، از سنخ وحدت عددي نيست بلكه از قبيل وحدت تشكيكي است يعني داراي مراتب است كه قرآن از اين مراتب به «سبل» تعبير كرده است. صراط مستقيم واحد است اما سبل به تعدد و اختلاف سالكين و متعبدين متعدد است «والذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا»، (سوره‏ي عنكبوت / 69).
صراط مستقيم همان شاهراه هدايت است كه سبل امن الهي به آن منتهي مي‏شوند و هر كس به همان مقدار كه از سبل امن الهي پيروي كند از صراط مستقيم هم بهره‏مند خواهد شد و هر كس همه‏ي سبل امن الهي را طي كند از صراط مستقيم به طور كامل بهره‏مند خواهند شد «قد جائكم من الله نور و كتاب مبين يهدي به الله من اتّبع رضوانه سبل السلام و يخرجهم من الظلمات الي النور و يهديهم الي صراط مستقيم»، (سوره مائده / 18 و رجوع كنيد به الميزان، ج 1، ذيل آيه 6 و 7 سوره‏ي حمد، بحث صراط و سبيل).
براي آشنائي بيشتر منابع زير معرفي مي‏گردد:
مختصر:
كتاب نقد، شماره 4، ص 242، مقاله‏ي «نگاهي درون ديني به پلوراليزم ديني، عبدالحسين خسروپناه»
مفصل:
1. كتاب سويه‏هاي پلوراليزم، محمدحسن قدردان قراملكي، كانون انديشه جوان «نقد عقلي و برون ديني از پلوراليزم ديني است»
2. كتاب قرآن و پلوراليزم، محمدحسن قدردان قراملكي، كانون انديشه جوان «نقد درون ديني و با استناد به آيات قرآن، از پلوراليزم ديني است».

موفق باشید.

+ نوشته شده در  ساعت 22:33  توسط میلاد حبیبی  |